اختلال افسردگی مداوم در DSM-5
اختلال افسردگی مداوم در واقع نوعی افسردگی می باشد که بسیار طولانی است. افراد مبتلا به این اختلال علاقه و انگیزه خود را نسبت به زندگی و کارهای روزمره از دست می دهند، احساس کم ارزشی می کنند، اعتماد به نفس کمی دارند، انرژی کمی دارند و این اختلال بر روی روابط و زندگی روزمره شان بسیار تاثیر می گذارد. این افراد بسیار نا امید هستند و مشکلات زیادی در خواب و اشتها و تمرکزشان دارند.
ملاک های تشخیصی اختلال افسردگی مداوم
این اختلال این اختلال بیانگر تحکیم اختلال افسردگی اساسی مزمن و اختلال افسرده خویی است که در DSM- IV توصیف شده است.
خلق افسرده در بخش عمده روز، بیشتر روزها، به صورتی که با گزارش ذهنی یا مشاهده دیگران، به مدت حداقل ۲ سال مشخص می شود.
در حالی که فرد افسرده است، وجود دو یا تعداد بیشتری از موارد زیر:
بی خوابی یا پرخوابی
عزت نفس پایین
احساسات نا امیدی
در طول این دوره ۲ ساله اختلال (۱ سال برای کودکان یا نوجوانان)، فرد هرگز بیش از ۲ ماه در هر بار، بدون نشانه های ملاک الف و ب نبوده است.
ملاک های اختلال افسردگی اساسی ممکن است به طور مداوم به مدت ۲ سال وجود داشته باشند.
هرگز دوره مانیک یا دوره هیپومانیک وجود نداشته و ملاکها هرگز برای اختلال ادواری خو برآورده نشده اند.
نشانه ها ناشی از تأثیرات فیزیولوژیکی مواد ( مثل سوء مصرف مواد مخدر، دارو) یا بیماری جسمانی دیگر (مثل کم کاری تیروئید) نیستند.
اختلال افسردگی اساسی
اگر خلق افسرده به علاوه دو یا تعداد بیشتری نشانه که ملاک افسردگی مداوم را برای مدت ۲ سال یا بیشتر برآورده می کنند وجود داشته باشد، در این صورت تشخیص اختلال افسردگی مداوم داده می شود. این تشخیص به مدت ۲ ساله بستگی دارد، که آن را از دوره های افسردگی که ۲ سال ادامه نمی یابند، متمایز می کند. اگر ملاک های نشانه برای تشخیص دوره افسردگی در هر زمانی در طول این مدت کافی باشند، در این صورت باید تشخیص افسردگی اساسی مورد توجه قرار گیرد، اما به صورت تشخیص جداگانه کدگذاری نمی شود، بلکه به صورت شاخص همراه با تشخیص اختلال افسردگی مداوم کدگذاری می شود. اگر نشانه های فرد در حال حاضر ملاک های کامل دوره افسردگی اساسی را برآورده کنند، در این صورت از شاخص «همراه با دوره های افسردگی اساسی متناوب، با دوره کنونی» استفاده می شود.
اگر دوره افسردگی اساسی به مدت حداقل ۲ سال ادامه یافته و موجود مانده باشد، در این صورت از شاخص «همراه با دوره افسردگی اساسی مداوم» استفاده می شود. در صورتی که ملاک های کامل دوره افسردگی اساسی در حال حاضر برآورده نشوند، ولی حداقل یک دوره قبلی افسردگی اساسی در زمینه حداقل ۲ سال نشانه های افسردگی مداوم وجود داشته باشد، در این صورت از شاخص «همراه با دوره های افسردگی اساسی متناوب، بدون دوره کنونی» استفاده می شود. اگر فرد در ۲ سال گذشته، دچار دوره افسردگی اساسی نشده باشد، در این صورت از شاخص «همراه با نشانگان افسرده خویی خالص» استفاده می شود.
افسردگی یا دوقطبی و اختلال مرتبط ناشی از بیماری جسمانی دیگر
اختلال افسردگی مداوم باید از افسردگی یا دوقطبی و اختلال مرتبط ناشی از بیماری جسمانی دیگر متمایز شود. اگر بر اساس سابقه، معاینه جسمانی، یا نتایج ازمایشگاه قضاوت شده باشد که اختلال خلقی ناشی از تأثیرات پاتوفیزیولوژیکی بیماری جسمانی مشخص، معمولا مزمن، است (مثل تصلب چندگانه) در این صورت تشخیص عبارت است از افسردگی یا دو قطبی و اختلال مرتبط ناشی از بیماری جسمانی دیگر. اگر قضاوت شده باشد که نشانه های افسردگی ناشی از تأثیرات فیزیولوژیکی بیماری جسمانی دیگر نیستند، در این صورت اختلال روانی اصلی (مثل اختلال افسردگی مداوم) ثبت می شود و بیماری جسمانی با عنوان بیماری جسمانی همراه (مثلا دیابت شیرین) ذکر می شود.
اختلالات شخصیت
اغلب شواهدی از اختلال همزمان شخصیت وجود دارد. در صورتی که جلوه بالینی فرد ملاک های هر دو اختلال افسردگی مداوم و اختلال شخصیت را برآورده کند، هر دو تشخیص داده می شوند.
همزمانی اختلالات
در مقایسه با افراد مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، آنهایی که به اختلال افسردگی مداوم مبتلا هستند، بیشتر در معرض خطر اختلالات روان پزشکی همزمان، در کل، و اختلالات اضطرابی و اختلالات مصرف مواد، بخصوص، قرار دارند. اختلال افسردگی مداوم با شروع زودهنگام، با اختلالات شخصیت مجموعه ب و ج در DSM - IV ارتباط نیرومندی دارد.







